نشریه‌ی الکترونیکی رایانا

گروه کامپیوتر مرکز راهنمایی علامه حلی یک تهران

نشریه‌ی الکترونیکی رایانا

گروه کامپیوتر مرکز راهنمایی علامه حلی یک تهران

نشریه‌ی الکترونیکی رایانا
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

باز آمد بوی مدرسه ...

سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۲۳ ب.ظ

شاید در طول سال‌های تحصیلی، به معلمی برخورده باشید که بخواهید سرکلاس او شیطنت کنید، ولی آن‌قدر مهربان و دوست داشتنی باشد که دلتان نیاید اذیتش کنید. اگر همین معلم، شما را در جلسه‌ی امتحان آزاد بگذارد تا هرکاری دلتان بخواهد بکنید و خود در گوشه‌ای بنشیند و اصلاً حواسش به شما نباشد، آیا حاضرید خدای نکرده کار خلافی بکنید و مثلاً پاسخ سئوال‌ها را از روی کتاب بنویسید؟

 کسانی که سال‌ها در کلاس‌های درس شهید رجایی(دومین رئیس جمهور ایران پس از انقلاب) شاگردی کرده‌اند، آن‌قدر دلبسته او بودند که هیچ‌گاه تن به چنین کارهایی ندادند. او نیز شاگردانش را همچون فرزندان خود دوست داشت و همیشه به آن‌ها اعتماد می‌کرد و حرفشان را می‌پذیرفت. مثلاً اگر کسی می‌گفت مریض بودم و نتوانستم درس‌هایم را آماده کنم، نمی‌گفت برو گواهی پزشک بیاور! او به بچه‌ها اعتماد می‌کرد. به همین خاطر بچه‌های کلاس او هیچ‌وقت راضی نمی‌شدند از اعتمادش سوء استفاده کنند.

شهید رجائی

زنگ‌های تفریح که اغلب معلمان به استراحت می‌پردازند تا خود را برای حضور در کلاس بعدی آماده کنند، شهید رجایی به میان دانش‌آموزان می‌رفت و با آنان به گفت‌و‌گو می‌پرداخت. این مواقع یا به بحث درباره‌ی مسائل درسی می‌گذشت و یا به گپ‌زدن خودمانی با شاگردان. رفتار او با دانش‌آموزان چنان بود که پس از فارغ التحصیلی و یا انتقال به مدرسه ای دیگر، باز هم رشتة الفتشان قطع نمی‌شد. رجایی معلمی را نوعی وظیفه می‌دانست. او با توجه به استعداد خدادادی‌اش در تعلیم‌ و‌ تربیت، خود را موظف به تدریس می‌دانست. در ابتدای هر سال تحصیلی با شاگردانش قرار و مدارهایی می‌گذاشت که تا آخر سال هم خود و هم‌ شاگردانش درحد توان، به آن‌ها پایبند می‌ماندند. به شاگردانش می‌گفت:

«من دیر نمی‌آیم، شما هم دیر نیایید.

من غیبت نمی کنم، شما هم غیبت نکنید.

من به شما دروغ نمی‌گویم، شما هم به من دروغ نگویید.

من به هر قولی که به شما بدهم وفا میکنم، شما هم به هر قولی که به من می‌دهید وفا کنید.

    من خودم را موظف می‌دانم که برای خیر‌ و‌ صلاح شما تلاش کنم، شما هم خودتان را موظف بدانید که به توصیه‌های من عمل کنید و تکالیف تعیین شده را انجام بدهید.»


۹۴/۰۶/۳۱
آقای جهانگیر

نظرات  (۱)

۱۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۴۷ محمدرضا اسکندری
سلام
بله ، درسته
ای کاش در مدرسه ما هم این صداقت بود ...
کاش ...
کاش ...
کاش ...
کاش ...
کاش ...
کاش ...

پاسخ:
چرا؟ مگه چی شده؟

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.